تبلیغات
یک قدم تا خورشید
یک قدم تا خورشید
مپندار که تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اندو لا غیر.../صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است.

پیوندهای روزانه

موضوعات وبلاگ

آرشیو وبلاگ

لینکستان وبلاگ

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

خاکریز فتح نشده ی انقلاب

به نام خدا

به نظر می رسد مسئله مهمی که این روزها کمتر به آن پرداخته شده همان خاکریز فتح نشده انقلاب "فرهنگ" است. در واقع مناظره دوم برای دلسوزان فرهنگ ایرانی-اسلامی به شدت تکان دهنده بود.

به نظر می رسد بعضی از کاندیداها حتا تعریف صحیحی از فرهنگ ندارند! و جالب آن که هنر را با فرهنگ یکی می دانند! مثلن توجه به همه ی هنرمندان (حال با هر گرایش فرهنگی) و باز گذاشتن دست آنان (با شعار واگذاری فرهنگ به اهل فرهنگ) و سرریز بودجه های دولتی به سمت هنرمندان  و... را عین فرهنگ مداری و توجه به فرهنگ می دانند. و این دیدگاه دقیقن دیدگاهیست که در دولت های گذشته ضربه های غیر قابل برگشتی را به فرهنگ این مملکت وارد کرده است.

بی شک فرهنگ یک واژه ی نسبی است و به انواع گرایش های اجتماعی که با ابزار ذوق و هنر مطرح می شوند فرهنگ می گویند. فرهنگ غربی همان قدر فرهنگ است که فرهنگ ایرانی-اسلامی و ما فرض را بر این می گذاریم که همه ی نامزدهای محترم علاقه مند به فرهنگ ایرانی-اسلامی هستند.

اما هنر تنها یک ابزار است برای ابراز و تبیین فرهنگ، لذا هنر به همان میزان که می تواند فرهنگ غربی را تبلیغ کند برای فرهنگ اسلامی نیز کارآمد است و چه بسا با توجه به ظرفیت بالای فرهنگ اسلامی بسیار موثر تر.

سوال اینجاست که آیا هر هنرمندی با هر نوع گرایش فکری مروج فرهنگ ایرانی و اسلامی است؟

.

.

ای کسانی که می خواهید رییس جمهور شوید

به نام خدا

اولین جلسة کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه بود. پس از سخنرانی، هنگامی که آقا در حال عبور از سالن کنفرانس بود، سیدحسن نصرالله، خودش را به آقا رساند و دست ایشان را بوسید. برایم کمی تأمل برانگیز بود. یک روز بعد که به دیدار سیدحسن نصرالله رفتم، قضیه را پرسیدم.

سیدحسن گفت: امسال رسانه‌های جهانی مرا به عنوان "مرد سال" نامیده‌‌اند و در کشورهای عربی نیز عنوان"موفق‌ترین رهبر جهان عرب" را به من داده‌اند. دیروز چون مراسم به طور مستقیم در جهان پخش می‌شد، مناسب دیدم به همه بگویم که من "سرباز" رهبر انقلابم.

امروز چشم دنیای اسلام و مقاومت اسلامی به ایران است و تحولات ایران، آقایانی که میخواهید رئیس جمهور مردم شریف ایران شوید! جناب آقایان محترم....گردنتان بشکند اگر در خط ولایت نباشید!

إن الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا

به نام خدا

این روزها که به دلیل کارشکنی و تحریم های خباثت آلود آمریکا و کشور های اروپایی و البته بی کفایتی برخی مسئولین کشور و توطئه و فتنه ی منافقان و گرگانی که در لباس میش مدعی ملت هستند ولی به هر نحوی با دم تکانی برای اربابان آمریکایی و صهیونیست خود خون ملت را در شیشه کرده اند، کمر مردم زیر بار گرانی و فشار اقتصادی خم شده، برخی ساده اندیشان و کج فهمان خیلی زودتر از این که خود آمریکایی ها تصورش را بکنند پرچم سفید را بلند کرده اند و به "غلط کردیم" افتادند و دم از لزوم مذاکره با آمریکا می زنند، و این طور وانمود می کنند که با مذاکره با آمریکا و دست برداشتن از حق هسته ای ایران و دست کشیدن از حمایت از مردم مظلوم فلسطین همه ی مشکلات و گرفتاری های ملت ایران حل می شود. اما خدا را شکر که به واسطه ی وجود و تاثیرگذاری امام خامنه ای (حفظه الله) _این سید بصیر و شجاع و آگاه از فقه و اصول ناب اسلام محمدی (ص)_ این وادادگان و بندگان دنیا نخواهند توانست به عزت و غیرت ملت ایران که به واسطه ی خون بیش از 300هزار شهید و مجاهدت و ایثار ملیون ها دلداده ی الله در طی سال ها صبر و استقامت به دست آمده چوب حراج بزنند و صحبت های اخیر حضرت آقا در جمع مردم تبریز آب سردی بود بر پیکر این دنیازدگان.

امام خمینی (ره) زمانی فرمودند: "ملت ایران در عصر کنونی از ملت حجاز در زمان رسول الله (ص) و ملت عراق در عصر امیرالمومنین (ع) بهتر هستند" اما مطمئنن منظورشان این آدم هایی نبوده که با اندک فشار اقتصادی فوری داد و فریادشان در می آید که: مردمی که گشنه اند انرژی هسته ای به چه دردشان می خورد؟! چرا که در میان همین مردم حجاز تعداد بسیاری بودند که بعد از ایمان به رسول الله 3 سال تمام در شعب ابیطالب تحت شدیدترین محاصره اقتصادی روزشان را تنها با یک نیم خرما شب مب کردند یا از شدت گرسنگی سنگ می مکیدند و سنگ بر شکم هاشان می بستند. آیا ما به آنجا رسیده ایم؟!

درست است که برنج بی کیفیت کیسه ای 38هزارتومان شده و پسته به کیلویی 60هزار تومان رسیده اما کدام یک از ما سفره های شام و ناهارمان خالیست؟! البته هستند فقرا و نیازمندانی که شب ها شکم گرسنه به خواب می روند اما این داد و هوارها و این ننه من غریبم بازی ها که از جانب آن ها نیست! آن بیچاره ها که 34 سال است پای انقلاب و ولایت و دین و شهدا ایستاده اند، اصلن این انقلاب متعلق به مستضعفان است.

مگر خداوند در قرآن نفرموده که "ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الاّ تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون" پس این استقامت کجا باید خودش را نشان بدهد؟ مگر خداوند نفرموده که "گمان مکنید بعد از آن که گفتید ایمان آوردیم شما را به حال خود رها می کنیم و مورد آزمایش قرار نمی دهیم" پس این فشارها مگر غیر از آزمایش الهیست؟! مگر خداوند نفرموده که "ان مع العسر یسرا" پس چرا به آیات خداوند ایمان نمی آورند؟! این ها وعده های خداوند است مگر در وعده های خداوند شک دارند؟! مگر غیر از این است که این سید وارسته و دل سوخته تنها حرف خدا و پیغمبر (ص) را می زند؟ پس چرا این قدر او را آماج دشنام ها و تهمت ها و فشارها قرار می دهند؟ آن ها که نمی دانند بدانند طبق صریح قرآن کریم وادادگی در برابر کفار و التماس طاغوت ها را کردن حرام قطعی است "و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا" خب این مجتهد و فقیه به احکام دین خدا گناهش چیست غیر از این که حرف خدا را می زند و پا جای پای پیامبر خدا (ص) گذاشته که این همه بر علیه او توطئه و دسیسه می کنند و راه به راه دم از مذاکره با آمریکا می زنند؟

 از دشمن که انتظاری غیر از دشمنی نیست، من تعجبم از آن هاییست که خودشان انقلاب کرده اند و امام (ره) را درک کرده اند و به قول خودشان انقلابی هستند و دلسوز ملت، مگر شما ادعا ندارید که برای خدا قیام کردید؟1 برای دین خدا قیام کردید!؟ خب این هم دین خدا... چطور شد موقع آزمایش که رسید کم آوردید؟! حد اقل مرد باشید و بگوئید دین خدا را برای آبادی دنیا و پر کردن شکم هاتان می خواستید.

ایران و جمهوری اسلامی شاید روزی با امریکا مذاکره هم بکند اما آن روزیست که آمریکا همه ی تحریم ها را برداشته باشد، حق هسته ای ملت ایران را پذیرفته باشد، دارایی های بلوکه شده ی ایران را پس داده باشد، از ملت به خاطر 1 قرن خباثت و توطئه و دشمنی عذرخواهی کرده باشد، خسارت های ناشی از جنگ تحمیلی و اقدامات منافقان را حداقل از لحاظ مادی جبران کرده باشد و از همه مهمتر ولی امرمان اجازه داده باشد. شما این آرزو را به گور می برید که جوانان این مملکت مولایشان را تنها بگذارند و ایران باز هم وا داده و بله قربان گوی مستکبران جهان بالاخص آمریکا شود، ما کاری می کنیم که در تاریخ بنویسند ایرانی ها گرسنه بودند ولی در مقابل مستکبران سر خم نکردند! (ان شا الله).

این که چادر اسلام نیست!!

به نام خدا

.

مسئولین فرهنگی میهن اسلامی، مدیران ارشد صدا و سیمای ملی، روسای نهادهای فرهنگی و انقلابی... نه! با شما کاری ندارم! مردم مسلمان ایران، شما که با اعتقاداتتان زندگی می کنید، خواهران و مادران بزرگوارم، شما که چادرتان میراث فاطمه مرضیه (س) است، شما که باور نمی کنید این چادر اسلام است؟! شما که باور نمی کنید این چادر زهرای اطهر (س) و زینب کبرا (س) ست؟! این چادر "تا ثریا " و "راستش را بگو" ست، این چادر "خانم نامداری" ست!! این ها می خواهند بگویند که یعنی با چادر هم می شود امل نبود! می شود آرایش کرد و با نامحرم بگو بخند راه انداخت، این ها سر سفره ی نظام سرمایه داری نشسته اند و زن را ابزار تبلیغات و فروش بیشتر می دانند منتها مشکلشان این است که مملکت اسلامی است و چادر هم حجاب برتر و خودشان هم احتمالن صاحب تعلقات مذهبی. این ها نمی دانند اما شما که می دانید چادر در اسلام تنها یک پوشش نیست! یک نماد است، یک پرچم است، دختر چادری نیاز به نهی از منکر ندارد اگر دیدی سرمه کشیده باید یقین کنی که حتمن از مرجع تقلیدش استفتا کرده! اگر دیدی انگشتر به دست دارد باید مطمئن باشی آن قدر گشته تا انگشتری پیدا کند که جلب توجه نکند و این را هم حتمن حتمن از مرجع تقلیدش پرسیده. دختر چادری خودش ملاک است، خودش معیار است نه این که بخواهی رفتارش را با معیارها بسنجی.


پی نوشت:

کونوا لنا زینا و لا تکونوا علینا شینا (امام صادق علیه السلام)

بصیرت یعنی این که در هر لحظه بدانی تکلیفت چیست؟ کِی باید بیایی تا در صحنه باشی و کِی باید در پس پرده بمانی تا صحنه مخدوش نشود.

این خوشبختی ها آدم را کوفی می کند

به نام خدا

.

امروز از میان سخنان امام خامنه ای یک قسمت توجهم را  به خودش جلب کرد:

"آفرین بر فلسطینی ها و حماس و جهاد! من از همه مبارزین فلسطینی تشکر می کنم." و چقدر حس اعتماد به نفس و عزت در کلامشان هویدا بود.

یادم آمد که چند روز پیش سوار تاکسی بودم، وقتی به ابتدای خیابان فلسطین رسیدیم راننده ی تاکسی نگاهی حسرت بار به تابلو انداخت و با خشم گفت: فلسطین... فلسطین.. همه ی بدبختی ما از این فلسطینه!!

با خودم فکر کردم راست می گه همه ی بدبختی ما از فلسطینه! اما این خوشبختی که بعضی ها به دنبالش هستند از جنس همان راحت طلبی و خوشبختی ای ست که هزار و چهارصد سال است کوفی ها را بدنام تاریخ کرده.


پی نوشت (1): "دشمن حرامزاده ما را بین جنگ و ننگ مخیر کرده است، ما کجا و ننگ کجا؟" (امام حسین علیه السلام)

پی نوشت (2): "تفکر سکولار پشیمان است از اینکه چرا خمینی در ایران ظهور کرد و شیعه ایرانی اینقدر پای اسلام انقلابی ایستاده است. مشکل سر نفت و منافع ایران نیست، اگر این انقلاب در قلب اروپای بی نفت نیز سر بلند می کرد، همه اولیای کفر با هم جمع می شدند تا این اسلام را بخشکانند. حالا باید ما انتخاب کنیم، تا کجا پای محبت جهاد ایستاده ایم؟ محبت خانواده و خویشان و مال و کسب و کار را چه قدر به جهاد ترجیح می دهیم؟ چه قدر کسادی کسب و کار را بهانه ای برای حمله به ایستادگان در مقابل طاغوت می کنیم؟ نسبت نسل ما با جهاد چیست؟ ریشه ای ترین سئوال از نسل امروز این است: «تا کجا پای اسلام ایستاده ای؟» و البته باید دقت داشت تا وقتی این نگاه سکولار در فرهنگ غالب جامعه حاکم است و رسانه ها و رادیو تلویزیون شهدا را صرفاً قهرمانان ملی معرفی می کنند، در محاسبات ایشان کمک به حزب الله و فلسطین و جنبش های اسلامی شیعی، ضرر به منافع ملی است.


تا کجا پای اسلام ایستاده ایم؟

تا پای گران شدن MP3 پلیر و لپ تاپ و آیفون آمریکایی یا تا پای تکه تکه شدن زیر شنی تانک های طاغوتیان؟" (امتداد/شماره 75)

هل من ناصرٍ ینصرنی ؟

به نام خدا

.

باز هم محرم از راه رسید، محرم از پس هزاران سال با کوله باری از اشک و ماتم واندوه از راه رسید و افسوس که این همه سال است محرم می آید و می رود ولی ما هنوز محرمی نشده ایم، عاشورایی نشده ایم، حسینی نشده ایم.

چندی پیش، درست در همان روزها که نوسانات بازار دلار و طلا در کشور به شدت خبرساز شده بود، یکی از اسافل رژیم طاغوت که خوشبختانه با همدیگر همکار هستیم _از این جهت می گویم خوشبختانه که وجود این افراد حقیقتن بر یقین انسان می افزاید_، دوباره از این آشفتگی بازار و گرانی ها به وجد آمده بود و سعی داشت همه ی این آشفتگی ها و نابسامانی ها را به پای جمهوری اسلامی تمام کند و دوباره بر منبر رفته بود که "اگر ما هم مثل بقیه کشورها مثل آدم زندگی می کردیم و این همه دنیا را با خودمان در نمی انداختیم و هر روز نمی ریختیم توی خیابان و مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل به ناف مردم کشورمان نمی بستیم، اگر ما هم دست از سر این لبنان و غزه و فلسطین بر می داشتیم و به جای دل سوزوندن برای عرب ها به فکر شیکم گشنه ی مردم خودمون بودیم، اگر ما هم فلان بودیم و بهمان الان لازم نبود هر روز این همه تحریم و تهدید و قطع نامه بر علیه مان باشد و هر روز بدبختی و سختی بیشتری را متحمل شویم".

با خودم فکر می کردم واقعن در هنگام تنگنا چند درصد از مردم ما که خود را شیعه ی عاشق امام حسین (ع) می دانند افکاری مانند آن چه این فسیل به جامانده از دوران پهلوی دارد از ذهنشان می گذرد؟! حسین همه ی هستی اش را فدای ما کرد که ما اکنون این گونه باشیم و اینگونه فکر کنیم؟! حاشا و کلا که ما این گونه مسلمانی کنیم! حاشا و کلا که ما این گونه شیعگی کنیم! بر فرض که مزهای کشور ما بر روی همه ی دنیا بسته شود، بر فرض که قحطی و گرسنگی همه ی این سرزمین را فرا بگیرد، بر فرض که همه ی ما تا آخر عمر در شعب ابی طالب بمانیم... جبران ایثار حسین می شود!؟ کجای دنیا سراغ دارید که پیشوایی برای این که برای شیعیانش عبارت «هیهات من الذله» را معنا کند مادرش را پهلو بشکنند، محاسن پدرش را از خون سر خضاب کنند و جگر برادرش را با زهر کین پاره پاره کنند؟ کجای دنیا سراغ دارید که پیشوایی برای این که به شیعیانش درس آزادگی بدهد نوجوانش، 6 ماهه اش، سه ساله اش را بدهد؟ کجای دنیا سراغ دارید که پیشوایی برای شیعیانش همه ی هستی اش را بدهد و افسوس که ما باز هم گاهی از گوشه و کنار می شنویم که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است!!

باز هم محرم آمد و امسال محرم قرین شده با سفاکی دوباره صهیونیسم های یزید صفت بر علیه مسلمانان مظلوم فلسطین، دیگر مسخره است اگر بپرسیم این همه مدافعان اتو کشیده و کروات زده ی حقوق بشر کدام گوری هستند؟! دیگر مسخره است اگر بپرسیم این چه دنیایی است که در آن برای کشتن سگ و گربه ها دادگاه به راه می اندازند ولی برای کشتن کودکان و زنان غزه همه خفه خون گرفته اند؟ و اسفناک این که ما مدعیان خون حسین (ع) هم گاهی حتا در نفرت و کینه قلبی نسبت به این حرام زاده ها شک می کنیم.


پی نوشت:

مپندار که تنها عاشوراییان را بدان بلا آزموده اندو لا غیر...

صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است.

ای دل چه می کنی، می مانی یا می روی؟!

داد از آن اختیاری که تو را از حسین (ع) جدا کند.

«شهید سید مرتضا آوینی»

هل الدین الا الحب؟

به نام خدا

به بهانه ی سفر حضرت آقا به خراسان شمالی

آیا واقعن این گونه استقبال صحیح است؟

آیا امام علی (ع) این گونه استقبال را نهی کرده اند؟

آیا این شیوه استقبال در شان حکام ستمگر است؟

در خطبه 37نهج البلاغه إمده است: در مسیری که حضرت علی (ع) به سمت شام می پیمودند گروهی از مردم شهر "انبار" حضرت را دیدند و پیاده به دنبال امام و در مقابل ایشان دویدند.

حضرت از علت کارشان پرسیدند: "ما هذاالذی صنعتموه؟

حضرت می دانستند که آن ها برای استقبال آمده اند، لذا مشخص است که می خواستند از فلسفه کار ایشان سوال کنند.

آن ها در جواب گفتند: "خلق منا نعظم به امرائنا"

از این جواب بر می آید که آن ها از روی عادت نسبت به هر که رییس شان شود همین کار را می کنند.

در ادامه و وقتی آن ها فلسفه کار خود را بیان کردند حضرت علی (ع) ایشان را از این کار نهی کردند و فرمودند: به خدا سوگند حاکمان شما از این گونه احترام گذاشتن ها سودی نبردند. شما در دنیا خود را به زحمت می افکنید و در آخرت نیز دچار عذاب می شوید و چه سودمند است آسایشی که امان از جهنم در پی آن باشد.

حال اگر آن ها در جواب حضرت روایت مشهور رسول اکرم را می گفتند که "علی جانم اگر نمی ترسیدم که مردم در مورد تو چیزی را بگویند که در مورد عیسیبن مریم گفتند، در مورد تو سخنی می گفتم که از هر جا رد شوی مردم خاک کف پای تو را به عنوان تبرک بردارند" (1) آیا باز هم امیرالمومنان (ع) مانع کار ایشان می شدند؟!

آیا در زمان هجرت رسول خدا (ص) از مکه به مدینه حضرت مانع از استقبال مردم مدینه (یصرب) شدند؟ و یا آیا امام رضا (ع) در ارتباط با استقبال کنندگان نیشابور ایشان را نهی کردند؟ در حالی که این استقبال ها خیلی پر شورتر و از استقبال مردم شهر انبار بوده. بنابر این آن چه حائز اهمیت و تعیین کننده است انگیزه استقبال است.

طبق روایات جضرت بقیه الله (عج) وارد هر شهری می شوند مردم استقبال شدیدی از ایشان می کنند حتا در روایت آمده یاران خوب حضرت جهت تبرک به مرکب ایشان دست می کشند "یتمسحون بسرج الامام یطلبون بذالک البرکه" (2)

شاهد دیگر بر این قضیه وقتی است که مردم آب وضوی پیامبر را به عنوان تبرک می بردند و ایشان ممانعت نمی کردند اما اگر مردم می گفتند هر کس رییس ما شود وقتی دست و صورت را می شوید ما آبش را جمع می کنیم آیا باز هم حضرت ممانعت نمی کردند؟!

حضرت امام خمینی (ره) نیز زمانی که در نجف یا قم تدریس می کردند شاگردان را از این که برایشان صلوات بفرساتد نهی می کردند ولی وقتی بنا شد از پاریس برگردند از تشکیل کمیته استقبال ممانعت نکردند. لذا استقبال به نیت شاه پرستی و شخص پرستی موجب ذلالت است اما اگر نیت الهی در کار باشد نه تنها اشکالی ندارد بلکه موجب فلاح است.


1- اختصاص شیخ مفید ص 150

2- بحار الانوار ج 52 ص 308

چند می گیری نوکری کنی؟

به نام خدا


.

رزمنده گان اسلام، عزیزان دلم، می دانم دل دریایی شما بزرگ تر از آن است که حتا از این همه کج فهمی و حماقت رنجیده شود.

 

این ها کورند یا شما که در وصیت نامه هایتان می نوشتید من را با چشمان باز دفن کنید تا همه بدانند که این راه را با چشمان باز انتخاب کرده ام ؟! به خدا که کور واقعی این ها هستند و هل یستوی الاعمی و البصیر؟!


ناراحت نباشید عزیزان دلم که سید شهدا اهل قلم می گفت: گام زدن در مسیر ولایت پایمردی می خواهد و استقامت.


پی نوشت:

امــروز لـفـظ پـاک حـزب الله گـویــا در قـامـوس روشـنـفـکـر ایـن قـوم دشـنـام سـخـتـی اســت!!
امـــا
یادمان هست...
روزی کـه روشـنـفـکـر در کــافـه هـای این شـهـر پــر آشــوب، دور از هـیـاهـوهـا عـرق مـی خورد، بــا جـانـفـشـانــی هـای جـانـبـازان حـزب الله تـاریـخ ایـن مـلـت داشت ورق مـی خـورد.

"از وبلاگ پسر بسیجی"

لبیــــــک یا رسول الله

به نام خدا

.

 این روزها در مورد اکران فیلم موهن نسبت به ساحت مقدس پیامبر رحمت و مغفرت حضرت محمد (ص) بحث ها و واکنش های بسیاری در محافل مختلف شاهد بودیم و خدا را صد هزار مرتبه شکر این بار هم این حرکت مشمئز کننده ی دشمنان اسلام موجب تحکیم وحدت میان مسلمانان و پرده افتادن از چهره ی خبیث و زشت آمریکا و صهیونیست ها و اعوان و انصارشان شد. آن چه این روز ها ذهن من را به شدت درگیر خودش کرده بود این بود که این انسان نماهای بی شعور چرا باید کاری بکنند که اولن دل های مسلمانان را به هم نزدیک تر کند، ثانین نفرت عمومی را از آن ها بیشتر و بیشتر کند، ثالثن سفارت خانه هایشان در کشورهای دیگر این گونه مورد تهدید و حمله قرار بگیرد، رابعا بسیاری از محققان و متفکران مسیحی و یهودی و حتا مسلمان را به مطالعه ی عمیق و جدی در مورد اصل دین اسلام و پیامبر اکرم تشویق کند و... در واقع همه ی این ها نشان از اوج حماقت و نادانی دشمنان اسلام دارد، لیکن وقتی این داستان با کاریکاتور های چاپ شده در یک روزنامه فرانسوی ادامه پیدا کرد مطمئن شدم که قضیه پیچیده تر از این هاست و آمریکا و صهیونیسم جهانی علاوه بر زشت نشان دادن چهره اسلام هدف دیگری را نیز دنبال می کنند که کار کثیف خودشان را ادامه می دهند. تا این که دلیل این گستاخی ها را در لابلای سخنان رهبر انقلاب پیدا کردم.

غرب از بیداری اسلامی کشورهای منطقه به ستوه آمده و حقیقتن منافع خودش را با قدرت گرفتن اسلام خواهان در اقصا نقاط خاورمیانه در خطر می بیند. از دست رفتن مصر به تنهایی کافی است تا به اندازه ی همه ی عمر آمریکا و غرب را مستاصل و ناامید کند، کشور های اسلامی از جمله مصر و لیبی که حالا حکومت های دست نشانده شان سقوط کرده اند کشورهای حائز اهمیتی هستند و در طول تاریخ نیز از لحاظ دینی و جغرافیایی بسیار تاثیر گذار بوده اند، اگر در این کشور ها، بعد از انقلاب، ثبات باشد اهداف انقلاب یک به یک محقق می شود و این کشور ها در کنار ایران و لبنان و دیگر کشور های انقلابی به امت متحد و یکپارچه ی اسلام تبدیل می شوند که آمریکا و اسراییل و انگلیس و فرانسه در مقابلشان واقعن زبون خواهند بود. پس نباید بگذارند که این کشور ها روی آرامش را ببینند و ذهن انقلابیون معطوف کانون های علمی و هسته های فکری انقلاب باشد. آن ها به دنبال آن هستند که در این کشور ها که درصدی از جمعیتشان را مسیحی ها و یهودی ها تشکیل می دهند جنگ احزاب شکل بگیرد و مسیحی کشی و یهودی کشی باب شود. آن ها از اسلام قدرتمندِ مدبرِ آگاه می هراسند و لذا نیاز به یک اسلام افراطی و طرد شده دارند تا نتواند در مناسبت های بین المللی نقشی داشته باشد.

البته علمای اسلام از جمله علمای مصری تاکنون به خوبی توانسته اند این توطئه را خنثا کنند و امت را به سوی تعقل رهنمون سازند و ان شاالله در ادامه هم موفق خواهند بود والله خیر الماکرین.

ما و غیرمتعهدها و رسالتی که داریم

به نام خدا

.

یک کشور درست و حسابی که توشون نیست!

(اصولن در نشست غیر متعهد ها حضور ابر قدرت های زورگو بی معنی است)

معلوم نیست چقدر از پول ملت را خرج راه اندازی این اجلاس کردن!

(در خبر ها آمده بود که شرکت کننده ها در این اجلاس ملیاردها تومان صنایع دستی از ایران خریدند)

رهبر ایران چرا باید توی یه همچین نشستی سخنرانی کنه؟ پس رییس جمهور چی کارست؟!

(انگار این که کشور های دیگر رهبری را این قدر قبول دارند و برای ملاقات با ایشان از قبل وقت می گیرند به مذاق خیلی ها خوش نیامده)

خوب بیت المال مملکت را دادن این گدا گشنه ها با خودشون بردن!

(شنیدم که ایران 90هزار ملیار دلار با این کشور ها قرار داد بسته)

این روز ها در گوشه و کنار این جور جملات را می شد کم و بیش شنید و البته برای اون هایی که سرشون توی حساب و کتابه -حتا اگر هم مخالف جمهوری اسلامی باشن- مثل روز روشنه که این جور جملات از طرف دشمنانی مطرح می شه که اهمیت همچین اجلاسی را خوب می فهمن و مردم کوچه بازار  هم از روی جهل اون ها را تکرار می کنن.

به نظرم در محافل رسانه ای به اندازه ی کافی به این اجلاس پرداخته شده و مردم خودشان قادرند از میان انبوه مطالب در این زمینه حرف حق را دریافت کنند، تنها به ذکر یک نکته که به نظرم خیلی ارزشمند آمد و اشاره ی به آن خالی از لطف نیست بسنده می کنم:

شاید مشابه این همایش در دنیا بسیار برگزار شده باشد اما نکته این جاست که  یک اجلاس بین المللی با حضور نزدیک به دو سوم کشور های دنیا که همه هم مسلمان نیستند برگزار می شود که در آن

نام جلاله الله بر بلندای سالن اجلاس به چشم می خورد

مراسم با آوای ملکوتی و روح بخش قرآن کریم آغاز می شد

و در راس سران شرکت کننده در این اجلاس و در واقع تاثیر گذار ترین فرد شرکت کننده در آن یک فقیه، یک اسلام شناس و یک مجتهد اعلم قرار دارد که در دنیا پرچم توحید و عدالت را بلند کرده و با سلاح ایمان، تمام قد در برابر همه ی طاغوت ها ایستاده است.

کجای دنیا چنین اجلاسی سراغ دارید؟!! این ها ارزش های کمی نیست، این ها را نمی توان دست کم گرفت، خدا می داند در طول تاریخ چه خون هایی که ریخته نشده و چه انسان هایی که طعم شکنجه و اسارت و تبعید را نچشیده اند تا ما اکنون به این جا رسیده ایم. شاید بعد ها از این اجلاس بیشتر صحبت شود، شاید سال ها باید بگذرد تا چنین مراسمی تاثیر واقعی خودش را بر دل های انسان ها بگذارد، اما مهم آن است که این حرکت آغاز شده و اکنون ایثار و زحمات انسان های آزاده در طول تاریخ ثمر داده است. حواسمان باشد که امروز همه ی ما در معرض ابتلائیم و مبادا مانعی باشیم در مسیر تحقق این وعده ی الهی که یقینن محقق می شود (1).


1- ما می خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم. (سوره مبارکه ی قصص آیه ی 5)

حاشا و کلا که این گونه مسلمانی کنیم

به نام خدا

.

این جا ایران است. مملکت مردم مسلمان، مملکت آموزه های قرآنی، کشور انقلاب 57، سرزمین روز جهانی قدس، کشور جمهوری اسلامی و پرچمدار توحید و عدالت و اسلام ناب محمدی، این جا مردم روزه هستند اما...

اما این جا هم باید به دهکده ی جهانی بپیوندی، این جا هم باید به دموکراسی احترام بگذاری و برای آزادی تلاش کنی، این جا هم باید هولوکاست را بپذیری و از آن واقعه شرمنده باشی، این جا هم باید برای دستگیری یک مجرم بهایی هو و جنجال راه بیاندازی، باید برای سگ و گربه ها حرمت قائل باشی، باید برای شکستن یک مجسمه ی بودا در بامیان افغانستان به حال وضع حقوق اقلیت ها تاسف بخوری، باید برای اعدام یک زن بدکاره هر جا نشستی از وضع حقوق بشر کشورت گلایه کنی، و حتا این جا هم چه اهمیتی دارد که 20هزار یا خیلی بیشتر مسلمان میانماری را سوزانده اند، مهم این است که تحریم نشویم، مهم این است که اسکار بگیریم، مهم این است که ما را در مجامع بین المللی بپذیرند، مهم تنش زدایی است!! چرا باید خودمان را درگیر مسائل سطحی و بی ارزشی بکنیم که وجه ما را در دنیا خراب می کند؟! گیریم که روزانه 20 مسلمان را در میانمار به فجیع ترین شکل می کشند، آن ها را از خانه هاشان بیرون می کنند، اموالشان را غارت می کنند، گیریم که تا کنون چندین مسجد را در میانمار خراب کرده اند، به تو چه؟ به من چه؟ به ایران چه ارتباطی دارد؟ این جا هم هرچه ساکت تر باشی مسلمان تری. مگر مجامع حقوق بشری لب تر می کنند، مگر سازمان ملل و صلیب سرخ اعتراضی کردند که ما کاسه ی داغ تر از آش بشویم و بخواهیم خودمانرا با دنیا دربیاندازیم، این جا باید به فکر مرغ باشی.


پی نوشت:

هولوکاست که یک دروغ تبلیغاتی است که حتا خودشان هم آن را باور نکرده اند اما برای آن که عملکرد خیانت بار داعیه داران حقوق بشر غربی را در قبال خون 20هزار مسلمان میانماری بسنجیم خوب است یادمان بیاید که در حادثه ی مشکوک 11 سپتامبر حداکثر 2900 آمریکایی کشته شدند و به این بهانه 2 جنگ خونین وحشتناک راه انداختند.

گنجشکی که می خواهند عقابش کند!

به نام خدا

بدون شک تاریخ، تمدن و فرهنگ کهن ایران برای همه ی ایرانیان واقعی غرور برانگیز و موجب افتخار است و کسانی که سعی دارند گذشته ی پر از افتخار ایران را کم رنگ و حقیر نشان دهند اگر نگوئیم جیره خوار قدرت های دنیوی دنیا هستند، مطمئنن پرده های جهالت و از خودبیگانگی بر فهم آن ها حجاب شده است. لذا یادآور می شوم در این نوشته به هیچ عنوان قصد تضئیع اصالت و عظمت ایران باستان و گذشته ی پربار ایران عزیزمان را ندارم.

آنچه باعث شد تا یکی از پست های وبلاگ را به گوشه ای از این گذشته اختصاص دهم تب زرتشتی گری است که در این چند ماهه تعداد زیادی از عوام و روشنفکرنمایان کشورمان را با خودش همراه کرده و این همراهی غالبن از روی ناآگاهی و جوگیری عوامانه است و البته در این ماجرا رفتار و گفته های غیر علمی مسئولین دولتی از جمله شخص رئیس جمهور در مجامع تخصصی و غیر تخصصی بی تاثیر نبوده است.

گسترش نمادهای زرتشت و نمود ظاهری آن ها در جامعه اسلامی ما و هم چنین اشاعه ی جملات و مطالب منسوب به زرتشت در چند ماهه ی اخیر چنان فضای کشورمان را احاطه کرده که به نظرم شیوع این حجم از مصادیق آئین زرتشت غیر طبیعی و بیشتر برنامه ریزی شده است تا یک کشش عمومی به سمت آئینی توحیدی!! در واقع کاملن مشخص است که مروجان آئین زرتشت در این وسعت و با این شیوه ابدن قصد حمایت از اصالت ایران باستان و تکیه بر افتخارات کهن کشورمان را ندارند و این توطئه ی دیگری است از جانب قدرت های سرخورده از ایران اسلامی که با استقلال کشور عزیزمان در سایه ی آموزه های اسلام منافع چندین صد ساله ی خود را در منطقه از دست داده اند و حالا با استفاده از حساسیت های ملی سعی در رقیب تراشی برای اسلام ناب برای منحرف کردن این حرکت را دارند. در واقع زرتشتی گری قسمتی از جنگ نرم دشمنان ایران است در ادامه ی فرقه سازی های جهان استکبار و تزویر برای تضعیف قدرت اسلام تاثیرگذار و پویا در این کشور به نحوی که می توان این آئین زرتشت با این شیوه ی ترویج را شعبه ی دیگری از وهابیت و بهائیت دانست.

شاید کمتر کسی می داند که:

ü       هنوز مشخص نیست، زرشت که مروج اصلی آئین زرتشتیت بوده از جانب خداوند مبعوث شده و یا این که تنها یک مصلح اجتماعی بوده است، آن چه مشخص است این است که همه ی پیامبران الهی برای تبلیغ توحید و یکتا پرستی برگزیده شده اند و این آئین زرتشت که ثنویت جزئی از ذات آن است نمی تواند پیامبری الهی داشته باشد.

ü       بین سال تولد زرتشت در اسناد مختلف تا چندین قرن اختلاف هست و لذا بین نزدیکترین سند در مورد زمان تولد زرتشت به زمان ما _یعنی 1000 سال قبل از میلاد مسیح_ و اولین باری که اوستا جمع آوری شد _یعنی در زمان ساسانیان_ 900 سال فاصله ی زمانی هست! سوال این جاست که آیا متن اوستا همان گفته های زرتشت است؟

ü       در حدود 2 قرن پیش یعنی زمانی که استعمار انگلیس و روس در حال فرقه سازی در خاور میانه برای تفرقه افکنی میان مسلمانان بودند شخصی به نام کیوان قزوینی (آذرکیوان) بر اساس متون اسلامی، صوفیه، بودایی، زرتشتی و ... مجموعه ای را گرد آوری کرد که حاصل آن شد همین کتاب اوستا که در اختیار ماست!! یعنی تمامی آن چه در کشور ما تحت عنوان زرتشتی گری ترویج می شود حاصل تلاش آذرکیوان است برای ساخت یک فرقه ی جدید.

آن چه مشخص است این است که این زرتشتیت تنها برای تضعیف اسلام و تشیع بنا شده و اسف بار این که برخی مردم و مسئولین ایران اسلامی بدون کمترین اطلاعی در مورد ماهیت و تاریخچه ی زرتشت و تنها از روی حس میهن دوستی، آب به آسیاب دشمنان خدا می ریزند.


پی نوشت:

1_ در تفسیر المیزان ج 14، ص 359 ذیل آیه ی 17 سوره ی حج آمده است:

مجوس قوم معروفی هستند که به زرتشت گرویدند و کتاب معروفشان اوستا نام دارد. تاریخ حیات زرتشت و زمان ظهور او بسیار مبهم است، به طوری که می توان گفت اخبار دقیق مربوط به او به ما نرسیده و غیر روشن است. این قوم کتاب مقدس خود را در ماجرای تسلط اسکندر بر ایران به کلی از دست دادند، به طوری که حتا یک برگ از آن نماند. تا آن که در زمان پادشاهان ساسانی باز به رشته ی تحریر در آمد. به همین جهت ممکن نیست که بر واقعیت مذهب ایشان وقوف یابیم. این مسلم است که مجوسیان معتقد هستند برای تدبیر عالم دو مبدا وجود دارد یکی مبدا خیر و دیگری مبدا شر. اولی نامش یزدان (اهورامزدا) است و دومی اهریمن، نور و ظلمت. همچنین مسلم است که ایشان ملائکه را مقدس می دانستند بدون این که مانند بت پرستان برای آن ها بتی درست کنند و به آن ها توسل و تقرب جویند. هم چنین عناصر چهارگانه _و مخصوصن آتش را_ مقدس می دانستند. در قدیم مجوسیان در ایران و چین و هند و سرزمین های دیگر آتشکده هایی داشتند. آن ها وجود همه ی عالم را منتسب به اهورامزدا و او را ایجاد کننده ی همه چیز می دانستند. از روایات استفاده می شود که آن ها پیامبری داشتند که او را کشتند و کتابش را سوزاندند. در برخی از روایات می خوانیم که خدا به سوی آن ها پیامبر و کتابی فرستاد؛ اما ایشان بر اثر گناهان گمراه گشتند، دین خدا را تحریف کرده، دچار بدعت شدند.

2_ در این جا مجال نیست تا در مورد مهر پرستی (زرتشتیت انحرافی) و دیگر فرقه های زرتشتیت و تاثیری که بر دین مسیحیت گذاشتند و انحرافات و بدعت هایی که در این آیین توحیدی ایجاد کردند و همچنین ضربه های تاریخی بزرگی که بر پیکر اسلام عزیز زدند، سخن بگوییم.

 
  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3  
 

درباره وبلاگ

به نام خدا

این وبلاگ شخصی است و تمام مطالب آن، نظرات شخص من است.

اینجا مکانی است برای بیان اندیشه ها، عقاید و دغدغه هایمان، با نظرات و سوال های خود به روشن تر شدن حقیقت کمک کنید.

نوشته های کوتاه شما در قسمت کامنت ها و مطالب بلندتر در صفحه ی اصلی وبلاگ (یادداشت میهمان) عنوان می شود.

اختلاف نظر ما موجب بالندگیست، لطفن از ارسال کامنت های اهانت آمیز بپرهیزید.

یا علی
مدیر وبلاگ : یونس الف

آخرین پست ها

جستجو

نویسنده